جدیدترین قالبهای بلاگفا


جدیدترین کدهای موزیک برای وبلاگ

-.-.-> سقوط یک فرشته - تیر 1387

سقوط یک فرشته


مجموعه عظیم فوتوشاپ Close
تبلیغات در بلاگ اسکای


سلام

خوبین؟

من؟

منم خوبم

البته به پای شما که نمی رسه

اما شکرر ررررررررررررر خوبیم

وای ی ی ی ی ی بچه ها

اگر گفتین امروز با یکی از دوستان کجا رفتیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

رفتیم شب شعر

چه قدر جمع زبایی بود)

با دیدن خیلی از جوان هامون واقعا شاد شدم

که چه قدر با احساس

چه قدر زیبا حس خودشونو به تصویر کشیده بودن!!!!!!!!!!!

چه قدر توانا بودن که با شعر های زیباشون همه رو تحت تاثیر

قرار دادند و نا خود اگاه اشک روی گونه ها می چکید)

خلاصه این که امروز رفتیم توی جمع ادبی و کلی لذت بردیم از حضور بزرگان شعر)

و تقریبا ساعت 21:00شب شعر تمام شد و وقتی دوتایی اومدیم بیرون ,دیدیم که چه بارون زیبایی میاد

خدای من ن ن ن اصلا دلمون نمی خواست از بیرون بریم خونه

دلمون می خواست همین جوری توی خیابون ها قدم بزنیم

خیلی خوب بود

تازه بر ق ها هم رفته بود

هم جا تاریک

خیابون ها تاریکه تاریک

هوای خنک

وای خیلی خوب بود

خلاصه این که همه چیز دست به دست هم داد که خیلی چیز ها زیبا به نظر بیان

احساس خوب رو به ادم تزریق می کردند !!!

هر چند که صبح اصلا فعالیت مثبتی نداشتم

اما با رفتن به شب شعر احساس کردم که خیلی فعالیت خوبی انجام دادم و عذاب وجدان ندارم )))

از این به بعد خودم اولین کسی خواهم بودکه توی شب شعر ها حاضر میشه !!!!!

البته اگر خداوند عمری بده ))))))))))

خوب دیگه من باید برم!!!!

دعام کنین

کاری نداره که

فقط سرت نمازتون بگین خدایا اااااااااااااااااااااا دعای همه ی ملتمسین دعا رو اگر

صلاحشون هست , مستجاب کن !!!

نمی خواهید یکی یکی نام ببرید

باشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

 

یا علی

خد نگهدارتون

 

 




پشیمانی

سلام به اهالی تنبلستان

دیگه وب لاگستان نیست

چون همگی تنبل شدین و دیر به دیر اپ می کنین)

امروز با دوستان پیش هم بودیم و هر کدوم یکی از شعر های رهی معیری رو انتخابی می خواندیم

خیلی شعراشو دوست دارم

 

و من هم اینو انتخاب کردم

 

ز ما ای گل چه دیدی؟

که دامن در کشیدی

جفا کردی, بخشیدم

و فا کردم ,رنجیدی

عتاب تو ,بشنیدم

فغان من ,نشنیدی

نگارا

ندیدم جز خواری

ولی در عشقت از جهان بریدم

چه دیدی جز یاری

که چون بخت از من ناگهان رمیدی

اگر با توفا کردم

خطا کردم

 خطا کردم

چو دیدم خویت را

چرا در کویت اشیان کردم

چو دیدی مهرم را

چرا اخر از اشیان پریدی

دلدارا

چو دل از من ربودی

نه ان یاری که بودی

چو مهر من افزون شد

به جور خود افزودی

نه از دردم پرسیدی

نه بر اهم بخشودی

نگارا

 

گمان بردم اول

که گر جان خواهم,نشکنی دلم را

ندانستم ای گل

که عهد مرا بشکنی به زودی

اگر صید تو شد جانم

پشیمانم

پشیمانم

ز مهر دل کندی

ولی ان که می گفتمت همانم

به عهدت دل بستم

ولی ان که می گفتی نبودی

عاشق این شعر شدم

خیلی زیبا همه چیزی رو گفته

خیلی زیبا ا ا ))))))

چیز خاصی ندارم که براتون بگم

فقط براتون ارزوی سلامتی می کنم.

دیگه خستتون نمی کنم

یا علی

خدا نگهدارتون




سلام

سلام به دوستای خوبم

امیدوارم که تعطیلات بهتون خوش گذشته باشه

نتونستم که 4شنبه بیام و اپ کنم و روز پدر و روز مرد رو تبریک بگم

اما عذاب وجدان ندارم

چرا؟

چون پیشاپیش تبریک گفته بودم

اگر می تونستم حتما می امدم

اوه ه ه ه خودتون که می دونین

 

کلی این تعطیلات مهمون داشتیم و کلی هم خوش گذشت!

وای ی ی ی ی ی ی ی از همه مهم تر این که توی این مهمانی ها متوجه شدیم که

پسر داییه عزیم داره کم کم از

عبور موقتی در میاد و داماد می شوند!!!!!!!!!!!!!!!

انشا الله بعد از به دنیا اومدن رونیکا(دختر خواهر اقا داماد و در واقع دختر دختر داییه بنده )

که فردا به دنیا می ایند یک نامزدیه توپ خواهیم افتاد))))))))))))

حالا برم سر اصل مطلب که چه ها گذشته!!!!!!

این چند روزه که همش مهمانی و دوره و . ...

و لی دیشب از همه ی شب ها بیشتر خوش گذشت

اخه همگی رفتیم باغ و تا اون جایی که توان داشتیم زدیم و رقصیدیم

به چه مناسبت؟؟

به همین مناسبت که پسر دایی داره داماد می شه

و به مناسبت ورود دوتا عسلک به جمع خانوادگی !!!!!!!!!!!(رونیکا و سدنا)

خلاصه تا ساعت 2:00بامداد باغ بودیم و اصلادلمون نمی خواست از اونجا دل بکنیم

خیلی زیبا بود

اخر شب هم ,همگی رفتیم روی بام خونه باغی و از تماشای اسمون لذت بردیم.....

و جالب این بود که مامانینا خوشحال بودند که بروبچه ها از بس که فعالیت کردند

از فارسی گرفته تا کردی و لری و عربی و ....دیگه خسته شدند و تا برسند خونه می خوابند

اما این خیال ل ل ل ل باطلی بو و و و و ود

 

چون تازه شب نشینی (البته صبح نشینی)شروع شد ...

ولی صبح تلافی کردند و ساعت 9:00حکومت نظامی کردند))))

اهان!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

اینو بگم

همه که از خودشون حرکات موزون بیرون می دادند ,مامان سمیه کلی غصه می خورد

 

اخه نمی تونست که با اون وضعیت تکون بخوره ولی به جاش گروه تدارکات و تنظیم اهنگ بود

و این عسلک هم از توی شکم با ما همراهی می کرد

))

دیگه مامان سمیه شاکی سده بود

چون کاملا از روی لباس هم میشد حرکات عسلک رو دبد)))))))

و وقتی هم که رسیدیم خونه به جای خواب و استراحت

بورس بازی کردیم و چشمک!!!!!!!!!!

و بعدش هم خداوند خواست و خوابیدیم))))))))))))

و صبح هم همگی رفتیم با هم بیرون و عصر هم همگی بعد از چند روز با هم بودن

از هم خدا حافظی کردیم)))

اما این بار خیلی طولانی و غم انگیز خدا حافظی نکردیم

چون به زودی هم دیگه رو می بینیم

انشا الله جمعه دوباره پیش هم خواهیم بود

این بار ما می ریم پیششون !!!!

اخه رونیکا تشریف فرما می شه )))))))))))))

و بعد از رفتن همه مسافران

بابا خیلی خوب حال منو درک کرد که خیلی ناراحتم!!!

و دوباره با مامان و بابا رفتیم باغ و دیگه ه ه ه ناراحت نبودم

حداقل از توی خونه موندن خیلی بهتر بود)))))

و الانم که در خدمتتون هستم!!!!!!!!!!

راستی بچه ها

خوش به حال اون هایی

که خداوند انتخابشون کرد که برن اعتکاف و 3 روز خودشونو پیدا کنند و با خدای خوشون خلوت کنند!

 

خوب دیگه من باید برم!!!

راستی مامان سمیه مثل این که عکس های بیشتری رو از اتاق نی نی

 

گذاشتند,من هنوز نرفتم ببینم!!!می تونین برین دیدن کنید !!!!!

اینم از خبر رسانیه من)))

یا علی

خدا نگهدارتون

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 





Links

نوشته های اقا جواد
سحر بانو و اقا محسن
بابایی و گلک جون
اواز باران
حسرت پرواز
شب شکن
خاله مرجان جون
دست نوشته های اقا حامد
دست نوشته های  دختر دوم ابتدایی
زهرا
هیام(اقا مجتبی)
مشکی پوش
عشقولانه
عروس قصه
دفتر عشق نویس(اقا سمیر)
به قلم بولوت
باور من (اقا حمید )
بی پرده زنان و مردان را ببینید
مستانه جون(بادبادک)
عمو  سیبیلو
وطن من
studiox(اقا محمد جواد)
جدیدترین قالبهای بلاگ اسکای
احساسی ترین نوشته ها
کد نوحه برای وبلاگ
جاوا اسکریپت
داستان کوتاه عاشقانه
اس ام اس فارسی
کد تغییر شکل موس
منبع کد موزیک برای وبلاگ
فال حافظ

فالنامه حضرت حافظ




LinkDump

نجوم شهاب اسمان(اقا شهاب)
سمیه و علی


Categories



کاربران آنلاین:
بازدیدها : 8562
Design by : bahar 20
Powered By
BLOGSKY.COM

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس