سلام
م
م
م
م
م
م
بچه ها خیلی دلم گرفته بود ،گفتم بیام و بنویسم ،شاید دلتنگیم کم تر بشه.
نمی دونم چرا ؟؟ولی فقط اینو می دونم که گاهی اوقات بدون هیچ دلیلی دلم می گیره و
تنها راه برطرف کردن این حس (1-اپ کردن2-صحبت با دوستانم هست)
هر چند که باید خیلی خوشحال باشم،
اخه برادر گلم ، این چند روز تعطیلی رو اومدند پیشمون و لی مگر این دوستاش امان می دن که
این داداشمون یک روز پیش ما باشه ،الانم که همگی رفتند پیک نیک )))))
بچه ها تا به حال شما ها مثل من شدین ؟؟؟؟؟؟چه جوری؟
این که یک حسی بیاد سراغتون و لی ندونین این حس از کجا اومده ؟؟؟؟؟
یا منتظره یک چیزی باشین ،اما ندونین منتظر چی؟؟؟؟؟
نمی دونم یک حس خیلی خیلی غریبه )))
اصلا نمی تونم با این حس کنار بیام....
باید چا ره ای بیاندیشم ،که از این فاز مسخره بیام بیرون
حالا بی خیال...(این جا دیگه باید با این حس مبارزه کنم)
بگین ببینم این چند روز تعطیلی رو چه کار می کنین؟
سفر می رین؟کار های عقب مانده رو انجام می دین؟؟؟
درس می خونین؟؟؟بیکار میشینین و غر به جون دیگران می زنین؟؟؟؟
کدوم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
من که فعلا هیچ تصمیمی نگرفتم ...اما به احتمال قوی می رم با مامان و
دوستاش با غمون و شایدم در
کل با خوانواده رفتیم باغ!!!!!!
شایدم به همراه بقیه ی دوستانم رفتیم خوابگاه یکی از دوستام))))))
ولی به احتما ل خیلی قوی امروز رو با دوستانم هستم )
بچه ها یک نفر توی کامنتی که برام گذاشته بود ازم خواسته بود که راهنماییش کنم!!!!
در باره ی چی؟
در باره ی این که توی دانشگاهشون عاشق یک نفری شده که
خیلی خیلی داره این عشق داغونش می کنه و این در صورتی هست که طرف مقابل
اصلا هیچ نوع واکنشی رو نشون نمی ده .(مجبور شدم این جا بنویسم .....))))
جواب من:ببین عزیزم ،خواهش می کنم اسم این
دوست داشتن ها یا یک سری احساسات خیلی خیلی خوب نسبت به
یک نفر رو عشق نگذارین
باور کنین عشق خیلی خیلی با این احساسات و دوست داشتن ها متفاوت هست))))
می دونین ؟ ، من خیلی خیلی از دوستانم رو دیدم که در گیر این موضوع شدند و
جزءاین که خودشونو اذیت کردند ،به هیچ نتیجه ی دیگری نرسیدند..
ببین اگر من و شما بتونیم این موضوع رو درک کنیم که همیشه ارزش یک احساس
از خود احساس خیلی خیلی مهم تر هست
و همیشه این توقع رو نداشته باشیم که اگر ما یک نفر رو دوست داریم،
حتما اون طرف مقابل هم باید مارو دوست داشته باشه ،(به همون اندازه)
(دیگه سر این مسائل خودمونو اذیت نمی کنیم )و عزیز من تو از کجا می دونی که
ایشون هیچ حسی نسبت به شما نداره؟؟؟؟؟؟؟
به نظر من شما ها به هم دیگه می تونین موج مثبت بدین و ایشون هم مطمئنا یک حسی
نسبت به شما داره
نمی گم عاشق شما شده یا ...منظورم این هست که یک حس متفاوت نسبت به بقیه به
شما داره..
و عشق انی نیست که به هم دیگه خیره بشین ،عشق ان است که هر دوتون به یک سو بنگرید ...
و یک چیز دیگه ای که هست اینه که
وقتی چه دختر و چه پسر از یک نفری (مثلا توی همون دانشگاه )خوشش میاد ،فکر می کنه که
همه ی مردم می دونن که ایشون از این شخصیت خوشش میاد ویا این که باید بدونند!!!!!!
در صورتی که این جوری نیست
این یک احساس خیلی خیلی شخصی وsecret هست،و این انتظار رو
نداشته باشین که حتما طرف مقابل هم این ا حساس دوست داشتن رو بفهمه
مثلا یکی از موضو عاتی که خیلی ها رو زجر می ده اینه که وقتی
از کنار همون شخص مورد نظرشون می گذرند ،هیچ عکس العملی نمی بینند!!!!!
و همین امر با عث نارا حتیشون میشه...
ولی باید بگم که شما وقتی دارین از کنار همون شخص می گذرین ،چون تمام فکر و ذهنتونو درگیر
ایشون کردین،فکر می کنین که ظاهرتونم داره این احساسات رو نشون می ده و منتظره عکس العملین
اما باور کنین که اصلا این جوری نیست ))))و این فقط یک حس درونی هست))
در خیلی از موارد ،می بینین که حتی وقتی از یک نفر خوشتون
اومده اصلا یک بار هم از نزدیک نگاهش نکردین...خوب اون بیچاره
از کجا می خواهد این موضو عات رو درک کنه
((چشم برزخی که نداره بیچاره)))))
ولی ی ی ی ی ی از همه ی این حر ف ها بگذریم...
خودتونو زیاد در گیر این احساسات نکنین که ...
عشق ،رنج را سال ها بر می تابد و باز هم مهربان است !!!!!
من دیگه باید برم)))))))
یا علی
خدا نگهدارتون



