جدیدترین قالبهای بلاگفا


جدیدترین کدهای موزیک برای وبلاگ

-.-.-> سقوط یک فرشته - خرداد 1387

سقوط یک فرشته


مستر بین Close
تبلیغات در بلاگ اسکای

خبر رسانیه سانا

سلام

گزارش امروز

پایگاه خبر رسانیه سانا تقدیم می کند

ساعت19:20

امروز از صبح کمی درس خواندم و در واقع یک ساعت درس می خواندم و

3 ساعت با تلفن صحبت می کردم((دیگه گوشی داغ کرده بود))


جالبه که دوستانم از دیشب تا صبح از من بی خبر بودن و فکر می کنند

که توی این مدت خیلی ازم بی خبرن!!!!!!!

خلاصه از صبح داشتم به تلفن دوستان پاسخ می دادم تا

این که مامان از سر کار اومدند و

با مامان کلی تعریف و مشورت و تصمیم گیری که

برای ورو جکمون تخت و کمد چه رنگی بگیریم؟!!!!!!!!

تا این در اخر به این نتیجه رسیدیم که قرمر بخریم البته (قرمزو طوسی))

اخه دیگه هر کسی رو می بینی برای دختر صورتی و برای پسر ابی خرید می کنه

بنابر این ما تصمیم گرفتیم که صورتی نخریم و قرمز بخریم که با رنگ کالسکه و این هاش


ست بشه!!!!!!!!!!البته من برای خرید نرفتم ،اخه خیلی هوا گرم بود)))

و بابا و مامان با هم رفتند و یک سرویس تخت و کمد خیلی خیلی شیک و خوشمل خریدند

(طوسی قرمزخریدند)

و انشا الله عکس هاشو می گذاریم توی وب لاگ کلبه ای ها))))))))

الانم که دارم می نویسم مامان سمی خونه ی ما هستند و توی اتاق داداشیمون

نشستند و دارند قربون صدقه ی وسایل عسلک می ره !!مادر بودن هم عالمی داره!!!!

و خیلی جالبه که وقتی موسیقی تند می گذارم انگا ر که این بچه دو پینگ می کنه

(تکواند کار می کنند)

وای ی ی ی خیلی دوست دارم زود تر ببینمش»»»»»»»»»»»»


راستی اسم خوشکل نگفتین ها!!!!!!!!!!!!!


توجه(تعداد حروف کم باشه...معنای زیبایی داشته باشه


.....به الف ختم بشه))))


خودمون چند تا اسم در نظر داریم



1-سدنا2-انیتا2سارینا3سامیا


که توی خانواده سدنا بیشترین رای رو اورده»»»»»»»»»

حالا شما بگی ی ی ی ی ی ی ن ن ن ن ن !!!!!

و دیگه یک سری خبر های دیگه که نمی دونم الان بهتون بگم یا نه؟!!!!!!!!!

ولی چون اصلا هیچ چیزی مشخص نیست بهتون نمی گم و اگر دیدیم خیلی دیگه

قطعی شد بهتون خبر رسانی می کنم)))))))))

راستی امروز یک سری به باشگاه هم زدم

و فتی وارد شدم،خیلی دلم تنگ شد

چه روز های خوبی که توی این باشگاه نداشتیم!!!!!

وای چه قدر بی خیال بودیم!!!!!

چه قدر دلخوش

چه قدر باااااااااااااااااحال

و مشخص شده که مسا بقات توی تابستون و توی رامسر بر گزار میشه»»»

و قرار شد که .........._______________________

دوستانم هم با تور بیان رامسر که اون جا همگی با هم باشیم»»»»

البته اگر خدا بخواهد))))


البته اگر دیگه مکان مسابقات رو تغییر ندهند))


دیگه چه خبری دارم!!!!!!هیچی دیگه

فقط سلامتیه دوستانم رو از خداوند خواستارم

و از خدا می خواهم که توی تصمیم گیری هام کمکم کنه!!!!!!!

یا علی

خدا نگهدارتون

دعام کنین ها ا ا ا !یادتون نره






















سلام م

سلام م م م


اینم خبر رسانیه امروزم

امروز از صبح تا همین الان اصلا درس نخواندم

و اصلا هم قصد درس خواندن ندارم،چون توی فازش نیستم فعلا

امروز صبح کلی ورزش و اینا بعدشم عکس های دوستان رو درست می کردم و

خلاصه تا ظهر سر کار بودم

و عصری بچه ها از خوابگاهشون زنگ زدند و کلی با هم صحبت کردیم و در

اخر که اومدیم با هم خدا حافظی کنیم


احساسا کردیم دلمون خیلی خیلی برای هم دیگه تنگ شده

بنابراین من دعوتشون کردم که بیان خونمون و همگی اومدند خونه ی ما

و کلی حرکات موزون و کلی خاطره و کلی..

خلاصه جاتون خالی،خیلی خوش گذشت!!!!!!!

وای قرار شد هر کس به هر اهجه ای که می تونه صحبت بکنه با ید صحبت کنه

و هر کس به یک لهجه ای که بلد بود صحبت می کرد
دیگه چی؟

اهان

گروه رپ خوندیم..(البته هر چرت و پرتی که روی زمین بود و نبود در متن


اهنگمون بود)))((مسخره بازی)))((البته هیچ فرقی با خیلی از گروه های رپ نداشت))

دیگه چی؟

در اخر هم با هم حسابی درد و دل و روانشناسی و شخصیت شناسی و خیلی چیزهایی که

واقعا مفید بود!!!!!!!!!!!!

می تونم بگم که از تمام بخش ها، این بخش کار امد تر بود((وقتشو بیشتر کنند بهتره )))


خلاصه این که دلی از عزا در اوردیم

و حسابی دل و روانمون ،همچین مهمونیی رو می طلبید))))))

و فعلا هم پرو ژه ی بعدی این هست که با تور های مسافرتی بریم یک سفر جانانه ))

که اون هم نیاز به یک همه پرسی داره (((در خانه)))

دیگه خبر خاصی ندارم


براتون ارزوی موفقیت دارم

همه ی چیز های خوب برای شما

یا علی

خدا نگهدارتون








سلام

خوبین دوستای خوبم؟؟؟؟

من؟؟؟؟؟؟؟

منم خوبم!!!!!!!!

خبر خاصی براتون ندارم و تنها خبر هام

همون خبر های تکراری ...

چون این روزا همه ی خبر ها از امتحانات و درس هست»»

و البته یک سری خبر های دیگه که انشا الله نتایجشونو براتون میگم!!!!

از مامان سمیه اینا ازم پر سیده بودین ،اول این که از همه ی دوستای خوبم

به خاطر لطفشون به مامان سمیه اینا تشکر می کنم

و دوم این که امروز با مامان سمیه جونی خیابون بودم و حال خودشونو عسلکش خوب بود

و رفتیم که برای استخر این ورو جکمون توپ بخریم ...برای استخر توپش)))))))

دیگه کم کم باید خرید ها رو تمام کنیم و شروع به تزئینات اتاقش بکنیم و


تمام این کارها به بعد از امتحانات من افتاد...

و دیگه این که امشب قرار است با دوستانم و پدر یکی از بچه ها بریم دوچرخه سواری

و انشاالله ساعت24:00به بعد میریم )))خیلی دلم برای دو چرخه سواری هامون تنگ شده»»»

ولی امسال دیگه مامان سمیه با هامون نیست ایشون در مرخصی به سر می برند !!!!!!!!!!!


و فردا صبح هم اگر زنده باشم قرار است با دو ستان بریم کوه»»»»

دیگه خبر خاصی ندارم)))))))

من دیگه باید برم

یا علی

خدا نگهدارتون





Links

نوشته های اقا جواد
سحر بانو و اقا محسن
بابایی و گلک جون
اواز باران
حسرت پرواز
شب شکن
خاله مرجان جون
دست نوشته های اقا حامد
دست نوشته های  دختر دوم ابتدایی
زهرا
هیام(اقا مجتبی)
مشکی پوش
عشقولانه
عروس قصه
دفتر عشق نویس(اقا سمیر)
به قلم بولوت
باور من (اقا حمید )
بی پرده زنان و مردان را ببینید
مستانه جون(بادبادک)
عمو  سیبیلو
وطن من
studiox(اقا محمد جواد)
جدیدترین قالبهای بلاگ اسکای
احساسی ترین نوشته ها
کد نوحه برای وبلاگ
جاوا اسکریپت
داستان کوتاه عاشقانه
اس ام اس فارسی
کد تغییر شکل موس
منبع کد موزیک برای وبلاگ
فال حافظ

فالنامه حضرت حافظ




LinkDump

نجوم شهاب اسمان(اقا شهاب)
سمیه و علی


Categories



کاربران آنلاین:
بازدیدها : 8558
Design by : bahar 20
Powered By
BLOGSKY.COM

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس