سلام...سلام..
خوبین....
وای می دونین که جواب های ارشد اومده!!!!!!...امروز دانشگاه زیرو رو شد.
توی سایت همه نشسته بودن و یکی یکی صدای جیغ هاشون بلند میشد(چه حس خوبی بود)
یکیشون رتبه 4 شده بود یکی 21و یکی 9 و همین جوری رتبه های خفن با حال !!
وای که امروز توی بوفه همه شیرینی می دادند و کلی خوش گذشت.
ولی در همین فاز خوش گذرونی بودیم که موبایل یکی از بچه ها به صدا در اومد و با خوشحالی پرید بیرون و لی
با چشم های گریون برگشت و ماهم که نمی دونستیم چی شده..من که جنازه شدم و فکر کردم برای خانوادشون اتفاقی افتاده
که شکر خدا برای خانوادشون نبود و یکی از بچه های همسایشون خودشواز 6طبقه انداخته بود پایین و ...
ولی بگین چی شد؟؟؟؟خداروشکر فقط دنده هاش اسیب دیده بوده و دست و پاش شکسته بود....یعنی بعد از دو ساعت گریه و زاری
این دوستمون، خبر رسید که زنده هست و (فیلم هندی شده بود)...و ما هم فقط می خندیدیم که چه بچه ی محکمی بوده(ما شا الله).
اهان اینو بگم که دیروز ساعت 7:30کلاسم تمام شد و بعد از این که به خونه رسیدم 2ساعت خوابیدم وبعد شروع
کردم به خواندن فیزیک....
و باید بگم که باز هم تا ساعت 4 صبح بیدار بودم و با صدای موزیک سگان درس می خواندم.
(200صفحه رو باید می خواندم...باور کنین که یک دفعه ای کتاب رو معرفی کرد
و همه برای خواندن این امتحان به فلاکت افتاده بودند)
و خدا روشکر خیلی امتحانم رو خوب دادم...به احتمال 99%درصد نمره ی کامل رو استاد کردیم......
وای ی ی ی ی ی یک حرکتی کردم که خودم الان می گم من چه جوری دست به این کار زدم
من از تقلب کردن بدم می اید....یعنی تقلب می دم اما عمرا که تقلب بگیرم...
و در حالی که داشتم بلند می شدم که برگه رو بدم...یکی از بچه ها که صندلی بغلیه من بود
گفت که خواهشا کانل بزن...منم که نمی فهمیدم منظورش چیه...خلاصه کلی کشتم خودم رو که یعنی چی؟؟
و اولش هم خیلی عصبانی شدم و فکر می کردم فحش میده.
گفتش که تقلب برسون (کانال بزن)خلاصه دیدم که اصلا دیشب به روی
مبارکشون نیاوردن که امتحان داشتیم و برگه سفید و دریغ از یک کلمه....اهان راستی نام و نام خانوادگیشو نوشته بود.
خلاصه منم دلم سوخت براش و جواب چند تا از سوالات رو براش اس ام اس کردم و در همین حین استاد گفتند
خواهشن گوشی هاتونو بگذارین روی میز...وای ی ی ی منم مردم که الان لو میره
و خدا رو شکر این عملیات شهادت طلبانه هم به خیرو خوشی گذشت و فکر کنم که فقط دو نمره رو ننوشت.
و خیلی جالب بود که با اعتماد به نفس تمام نفر اول داد....
و دیگه این که تا الان کلاس بودم ،و اصلا هم خسته نیستم(موج منفی ممنوع)!!!!!!!!!!!!!!!
بچه ها فکر نمی کنین که باید تنوع بدم به وب لاگم؟؟؟؟؟؟
خودم احساس میکنم که یک تنوع با حال رو می طلبد!!!!!!!!!
حالا باید فکرامو بکنم که چه جوری تنوع بدم
فعلا من میرم که فکر کنم(چشمک)
یا علی
خدا نگهدارتون !!!!!



