شنبه 15 تیر ماه سال 1387
غیبت کبری !!!!!!!!!!!
سلام
به دوستای خوبم
ببخشید
که این قدر دیر کردم
علت
این غیبت کبری
اولیش
این که مشغول امتحانات بودم و کلی درس ریخته بود روی سرم
می
دونین که«شب امتحانی بودن همین درد سر ها هم داره
و
دومین دلیلم اینه که کامپیوتره خونه قاط زده
و
اصلا نمی تون وارد سیستم وبلاگ بشم و کامنت ها رو چک کنم
و
تازه امروز اومدم خونه ی خاله اینا و سریعا onشدم تا بیام همه ی مهربونی هاتونوبخونم و جوابتونو بدم
راستش 13 امتحانام تمام شد و خیلی دلم می خواست که همون روز بیام براتون بنویسم اما نشد
از 22 خرداد ماه تا الان خیلی اتفاقات افتاده
اولیش اینه بود که اتاق نینیه عزیزمونو چیدیم
و اون قدر خوشمل شد که نگین(((((((((((((
و
دیگه این که یکی از دوستای گلمون پریدند و رفتند قاطی متاهل ها و 26 تیر ماه یکنامزدیه توپ افتادیم م م م م م !!!!!!!!!!
و
دیگه تولد و این حرفا و یک سری اتفاقات دیگه که فاکتور می گیرم
شماها
چه خبر؟؟
از
همه ی دوستای گلم
مخصوصا
سحر بانو و اقا محسنشون و دایی علی ی ی ی ی ی و دایی جوا د د د
خیلی خیلی تشکر می کنم
امیدوارم بتونم جبران کنم این همه مهربونی هاشونو((((((((((((((((((((((
و
از امروز تمرین هامو شروع کردم
و
3 ماه نرفتن ها رو دارم جبران می کنم
توی
همین یک روزی که شروع کردم اون قدر
فعالیت
کردم که داشتم می مردم
به
قول مربیم ))))اب بندی نشدی هنوز((((((((((
خلاصه
سه ماه بخورو بخواب
و
الان وقتشه که همه رو پس بدم!!!!!!!!!!!!!!!
دیگه
این که این دخمر خوشکل ما هم برای اخر های مرداد ماه تشریف فرما میشن
و
به احتمال 99%اسمشون ))سدنا((خواهد شد
پدر
جونش))بابای بنده(( عاشق این اسم هستند
البته
همگی خیلی خوشمون اومده بود ولی وقتی بابا گفتند okما هم بیشتر خوشمون اومد
و
دیگه خبر خاصی ندارم و برای همگی ارزوی سلامتی می کنم !!!!!!!!!!!!!!
به
قول دایی لبخند یادتون نره !!!!!!
یا
علی
خدا
نگهدارتون



